سفرنامه نوروزی من
با نام و یاد خدا ...
در تاریخ 29 اسفند 94 به همراه خانواده ام ، خلخال را به مقصد رضوانشهر ترک نمودیم.
شب را در منزل ییلاقی عموی عزیزم بودیم. صبح روز بعد ساعت 8 همگی کنار هم و دور سفره ی هفت سین نشستیم و آن لحظه را جشن گرفتیم. ( عمو و زن عموی عزیزم سپاسگزارم از محبت بی حدتان)

بعد از خوردن صبحانه راهی تهران شدیم. به محض ورود به تهران به دیدار اقوام نزدیک رفتیم تا در سال جدید دیداری تازه کنیم. و شب را در منزل مادر بزرگ عزیزم بودیم. شبی بسیار به یاد ماندنی...
در آخر وقت به منزل خودمان رفتیم تا برای فردا آماده ی رفتن به سمت شیراز شویم.
در تاریخ 95/1/2 صبح از تهران عازم شیراز شدیم. ناهار را در اصفهان خوردیم و گشت کوتاهی در خیابان های آنجا داشتیم سپس به راه خود ادامه دادیم و ساعت 2 نیمه شب در شیراز به زیارت حضرت شاه چراغ رفتیم. آرامشی وصف ناشدنی داشتم ، به دور از خستگی راه...
نائب الزیاره همه ی عزیزان بودم...



بعد از زیارت دوباره به راه خود ادامه دادیم تا به فیروزآباد شیراز نزد یکی از دوستان عزیزمان رسیدیم و شب را به خوبی استراحت کردیم.
صبح که بیدار شدم عطر بهار نارنج در حیاط بسیار دلنشین و آرامش بخش بود. همه ی درختان شکوفه داشتند و همه جا معطر شده بود.

به دلیل وجود اماکن دیدنی فراوان در استان فارس، قبل از رفتن برنامه ریزی مختصری درباره ی رفتن به آن اماکن داشتیم. ( با توجه به اینکه سومین بار بود به این استان زیبا سفر کرده بودم، هنوز خیلی از جاها را ندیده بودم.)
پس طبق برنامه قرار شد بعد از صرف ناهار به سمت قلعه دختر (قلعه تاریخی اردشیر بابکان) حرکت کنیم. چون این قلعه مسیر پیاده روی فراوانی داشت باید لباس و کفش مناسب می پوشیدیم.


گیاهان زیبای مسیر قلعه :



معماری بناها و حکاکی ها بی نظیر و حیرت انگیز بود. در مسیر بین فیروز آباد و قلعه دختر ، حکاکی زیبایی بر روی تخته سنگ دیدیم که محافظت نمی شود و به نقش رستم معروف است و نظر همه ی ما را به خود جلب کرد.


در نزدیکی فیروز آباد وارد روستایی به نام آتشکده شدیم. به دلیل وجود کاخ اردشیر یا همان آتشکده روستا را نیز به همان اسم نام گذاری کرده اند. کاخی بسیار زیبا با مساحتی بسیار زیاد، دالان های تو در تو ، سالن های عظیم ، و اسطبل های بزرگ و ...
در محوطه ی این کاخ چشمه ای وجود داشت که رودخانه ای از آن جاری شده بود.







شب برای روز بعد برنامه ریزی کردیم تا به سمت عسلویه سفر کنیم. پس استراحت کردیم و روز بعد (95/1/4) صبح به سمت عسلویه عازم شدیم.
حدود ساعت 1:30 به شهر بسیار زیبای جم رسیدیم و ناهار را در آنجا خوردیم و دوباره به مسیر خود ادامه دادیم. در مسیر نخلستان ها، پتروشیمی ، منطقه ی انرژی پارس ، مشعل های چاه های نفتی ، خلیج همیشه فارس و ... بسیار تماشایی بودند.



.jpg)


ابتدا به شهر نخل تقی رسیدیم و در ساحل زیبای آن قدم زدیم سپس به بازار رفتیم. بعد از آن به عسلویه رفتیم و بازارهای آنجا را گشتیم و شب در عسلویه استراحت نمودیم. شبهای عسلویه با مشعل های همیشه روشن بسیار عالی به نظر می رسید.
صبح روز بعد (95/1/5) به قصد بازگشت به فیروز آباد راهی جاده شدیم. در مسیر در نخلستان های شهر کنگان گشت و گذاری داشتیم. نزدیک شهر جم به قلعه جالبی برخوردیم.

سپس به یکی از پارک های زیبای جم رفتیم و در حین خورد صبحانه با یکی از کارمندان شهرداری آشنا شدیم که برای خوش آمد گویی به کنار ما آمد (جناب آقای سید علیرضا موسوی) و درباره ی قدمت و ساختار این شهر توضیحات زیبایی برایمان داد.
از همین جا از مردم مهمان نواز و مسئولان این شهر زیبا نهایت تشکر خود را ابراز می دارم.





جم را ترک کردیم و به سمت فیروز آباد رفتیم. بعد از ظهر گشتی داخل شهر فیروز آباد زدیم و با میوه های جالبی آشنا شدیم.
لیموهای کوچکی که با پوستش خورده می شود.
میوه ای به نام کُنار که به شکل آلو و با طعم سیب است.
شمامه یا ملون که به شکل طالبی بود.
...
شب را در فیروز آباد استراحت کردیم و روز بعد با بانوان قشقایی آن منطقه قرار گذاشتم و لباس های محلی آنجا را پوشیدم و با فرهنگشان بیشتر آشنا شدم.
روز ششم فروردین حوالی ظهر به سمت شیراز حرکت کردیم و ابتدا برای صرف ناهار به سفره خانه زیبای انارستان رفتیم.
از مدیریت و پرسنل عزیز این سفره خانه نهایت سپاس را دارم.




سپس به سمت مقبره ی سعدی و باغ ارم حرکت کردیم.






دستگاه عرق گیری:

شب را در شیراز استراحت کردیم و در روز شنبه (95/1/7) برای دیدن مقبره ی حضرت حافظ ، بازار وکیل و ارگ کریم خان برنامه ریزی کردیم.
ابتدا بازار وکیل :







ارگ کریم خان:



مقبره ی حضرت حافظ:




شب را در شیراز استراحت کردیم و صبح روز بعد (95/1/8) شیراز را به مقصد مرودشت برای دیدن تخت پادشاهی جمشید ترک کردیم.











تخت جمشید را به مقصد تهران ترک کردیم و یک روز در آنجا استراحت کردیم تا مرحله دوم سفر (شمال ایران) را شروع کنیم.
روز سه شنبه 95/1/10 ، صبح زود به سمت گرگان براه افتادیم.
یک روز کامل در گرگان گشتیم و سپس به شهر زیبای ساری آمدیم.
روز 95/1/12 به منزل یکی از اقوام به شهر نور رفتیم و کشت و گذاری نیز در شهر های اطراف داشتیم تا روز شنبه.


14 فروردین 95 به سمت وطنم خلخال راه افتادیم.
تصویر خلخال در 16 فروردین 95:
