تولد فریماه خوشگلم

بعد از مدتی که داشتم تصاویر مراسم و جشن های کلاس رو می دیدم، متوجه شدم تصاویر فریماه جان در وبلاگ قرار نداره، تصمیم گرفتم  یادی از دخترای گلم بکنم و برگردیم به چند ماه قبل...

فریماه جان تولد مبارک برایت بهترین هارو آرزو می کنم

 

 

خداحافظی

چه زود تمام شد . انگار دیروز بود ، کودکان دست در دست پدر و مادر وارد مدرسه می شدند و با نگرانی به اطراف نگاه می کردند. چندتایی هم از قبل با مدرسه آشنا بودند و با خوش حالی به دنبال مربی پیش دبستانی خود می گشتند . با حضور مدیر و معاونین جشن آغاز شد . دانش آموزان به سمت کلاس راهنمایی شدند . خدا را شکر هیچ کدامشان از دوری پدر ومادر نگران وناراحت نبودند و به راحتی از آن ها جدا شدند . اما تعدادی ازاولیا نگران بودند. نگران از این که معلم مربوطه می تواند اعتماد کودکشان را جلب کند ؟ آیا کودکشان با آموزگار ارتباط برقرار می کند ؟

روزها وهفته ها گذشت .کم کم نگرانی اولیا برطرف شد . حالا آموزگار تمام کودکان را با نام کوچک صدا می زد . با شادی دانش آموزانش شاد وبا ناراحتی آن ها غمگین می شد . نشانه ها یکی پس از دیگری تدریس شد .اعداد و عملیات های ریاضی آموزش داده شد و جشن های مختلف برگزار گردید و ...

 هفتم خرداد فرا رسید .امروز روز خداحافظی بود . چه زود تمام شد ،آموزگار با بغض وارد کلاس شد ،اما بربغضش غلبه کرد و مانند همیشه با انرژی ،همان انرژی که از لبخند تک تک شاگردانش کسب کرده بود سلام کرد . فعالیت آغاز شد ،عقربه های ساعت از روزهای گذشته تندتر حرکت می کردند و ساعات تفریح طولانی تر به نظر می رسیدند . ساعت آخر شد ،گونه های بچه ها خیس شد ،مرواریدهای زیبا از چشمان دانش آموزان سرازیر شده بود و تقریبا همه با هم از جدایی ناراضی ،تلاش آموزگار برای فرو دادن بغض به نتیجه نرسید . با در آغوش گرفتن شاگردانش بغض رها شد و اشک جاری .

آموزگار کلاس اول شاگردانش را به خدا سپرده و منتظر است تا سال آینده دوباره آغوشش را به روی کودکانی دیگر بگشاید. او هرگز لحظات خوشی را که درکنار دانش آموزانش داشته فراموش نمی کند.

فرشته های مهربونم با آرزوی سلامتی شما رو به کلاس دوم می فرستم

خدا پشت و پناهتون...

 

جشن فارغ التحصیلی دانش آموزان عزیز

بالاخره رسیدیم به آخرین جشن دوره کلاس اول...

جشنی که مربوط به تلاش من و دخترهای عزیزم در طول این 9 ماه بود

جا داره از تک تک این فرشته های عزیز برای تلاش های شبانه روزی تشکر کنم... 

این جشن با شکوه رو در باغ فرهنگیان برگزار کردیم که اولیای عزیز زحمت زیادی کشیده بودند.

از همه ی عزیزان سپاسگزارم.  

برای دیدن عکس های تک نفره به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

ادامه نوشته

آهنربا

برای ایجاد درک بیشتر از تفاوت قدرت آهنرباها مسابقه ای در کلاس برگزار کردیم: که  دانش آموزان آهنربای خود را به نخی می بستند هر کدام که می توانست وسیله های بیشتری را جمع کند آهنربای قوی تری داشت و برنده می شد.

غ مثل قورباغه

پری ناز عزیزم به مناسبت خواندن حرف غ برای دوستانش مداد و خودکارهایی تهیه کرده بود که بر روی آنها قورباغه و جغد متصل بود...

خوشگلم خیلی ممنونیم....

ظ مثل ظرف

پانیذ خوشگلم و نیوشای عزیز به مناسبت خواندن حرف ظ برای دوستانشان ظرف های غذا و ظرف ژله تهیه کرده بودند که همه ی فرشته های کوجولو خیلی خوشحال شدند...

عزیزانم سپاسگزاریم...

ض مثل ظرف

ض مثل ظهر

ط مثل خط کش

پری ناز باهوشم به مناسبت خواندن حرف ط برای همه ی دوستانش خط کش تهیه کرده بود.

ممنونم خوشگلم... 

ط مثل طوطی

ط مثل خط کش

 

ض مثل ضربه گیر

نیوشا جان به مناسبت خواندن حرف "ض" برای دوستانش " ضربه گیر در" تهیه کرده بود

مهربونم سپاسگزاریم.....

ض مثل ضربه گیر

ض مثل حوض

ض مثل ضبط